تجربه سقط با قرص سایتوتک چگونه است؟

تجربه سقط با قرص سایتوتک چگونه است؟

تجربه سقط با قرص سایتوتک چگونه است؟

تجربه سقط با قرص سایتوتک چگونه است؟

قرص سقط جنین سایتوتک چیست؟

قرص سایتوتک در ۱۹۷۳ عرضه و اولین بار برای درمان زخم معده از آن استفاده شد. این دارو در قالب قرص‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ میکروگرمیو با نام دیگری همچو میزوپروستول تولید می‌گردد. این قرص هم به شکل واژینال و هم خوراکی (زیر زبانی) برای ختم حاملگی و سقط جنین استفاده می‌شود. همچنین اگر مرگ داخل رحمی رخ داده باشد، پزشک این قرص را برای دفع جنین تجویز می‌کند. همچنین از این قرص علاوه بر سقط جنین در موارد دیگری مانند درمان زخم معده، القای زایمان و درمان خونریزی بعد از زایمان استفاده می‌شود.

جهت خرید قرص سقط جنین با شماره 09059526944 خانم دکتر حسینی تماس بگیرید.

تجربه سقط با قرص سایتوتک چگونه است؟

در زیر به برسی تجربه سقط جنین با قرص سایتوتک از زبان شما می پردازیم، در قسمت نظرات می توانید نظر خود را ثبت کنید.

 

تجربه حاملگی خارج رحمی در آبان ماه سال 89 خیلی بیشتر از اونکه ناراحتم کنه منو شکه کرد. تجربه اولین بارداری بود و به فاصله یک روز از پدیدار شدن خط دوم روی بی بی چک خانگی خونریزیهام شروع شد. اصلا نمیدونستم علتش چی ممکنه باشه. چندین روز آمپولهای پروژسترون و قرصهای جورو واجور هم از شدتش کم نکرد و نهایتاً بعد از سونو و دیده نشدن ساک حاملگی احتمال حاملگی خارج رحم داده شد. ولی چون خونریزی زیاد بود دکترم گفت که بهتره بزاری خودش دفع بشه و چنانچه چیزی باقی موند اقدامات بعدی انجام خواهد شد. به فاصله هر 72 ساعت آزمایش خون دادم تا اینکه عدد بتا تیترم توی ده روز به زیر 10 رسید و دیگه توقف کامل حاملگی اعلام شد. درد و نگرانی و اضطراب و حتی بی اطلاعی خانواده چون نمیخواستم درگیر این ناراحتی بشن همه و همه باعث تحلیل قوای جسمی و روحیم شد که باعت شد حداقل طی یک سال بعدی به فکر بچه دار شدن نیفتم. بعد از بهبود نسبی دکتر برام عکس رنگی از رحم نوشت که علت این سقط رو پیدا کنه اما درد زیاد موقع عکس باعث شد نتونم اینکارو انچام بدم و دکترم هم گفت که در اغلب موارد علت مهمی نیست و ممکنه برای هرکسی پیش بیاد و بزار ببینیم در حاملگی بعدی چی پیش میاد.

شهریور ماه سال 91 بعد از یک مسافرت خاطره انگیز و حسابی کیان نازنینم تو دل مامان جا خوش کرد و نه ماه بعد در خرداد 91 ما رو صاحب عزیزترین هدیه آسمانی کرد. از لحظه ای که متوجه شدم باردارم تا به امروز زیباترین روزها برام رقم خورده و انشالله روزهای زیباتری هم در پیش خواهد بود.

20 آبان ماه امسال بعد از یه انتظار طولانی باز هم چشممون به جمال خط دوم روشن شد و شادی بی حدی که از دیدن آن نصیبمون شد قابل وصف نیست. اما نمیدونم چرا از همون اول اضطرابی تو دلم بود و اصلا شک داشتم که واقعا چیزی هست. اولین جلسه با دکترم (24 آبان) به تجویز قرصهای تقویتی و مراقبتهای اولیه شروع بارداری گذشت و طبق محاسبات از اولین روز آخرین پریدم (10 مهر) نی نی باید تو هفته ششم میبود که دکتر گفت هنوز برای سونو زوده و شنبه هفته آینده بیا. شنبه اول آذر ماه دل توی دلم نبود. وقتی دکتر گفت که یه ساک حاملگی خالی به سن 5 هفته و 4 روز یعنی با اختلاف حدود دو هفته از تاریخی که باید باشه هم با سونو روی شکم و حتی سونوی واژینال، دلم هری ریخت. اما از اونجا که طی دو ماه گذشته اش پرید نامنظم داشتم و تاریخش از 20 ماه به 10 رسیده بود به خودم دلداری دادم که شاید لقاح دیرتر انجام شده و هنوز اونقد جنین کوچیکه که دیده نمیشه. دکتر گفت ده روز دیگه صبر کن و باز سونو بده. تو این مدت بخاطر بعضی ناراحتی هایی که توی خانواده پیش اومده بود یه روز موقعی که مامانم و مادر همسرم خونه ما بودن برای تغییر جو و اوضاع ناخوشایند بهشون گفتم که شاید نوه دومی نوی راه باشه که ایکاش نمیگفتم. البته از طرفی هم بیحالیهای ماههای اول حاملگی و خستگیها از چشم مامانها دور نمیمونه و بالاخره میفهمیدن ولی کاش عجله نمیکردم. روز چهارشنبه 12 آذر ماه باز هم ساک حاملگی خالی به اندازه 19 میلیمتر و سن 6 هفته و 5 روز دیده شد. از دکترم پرسیدم که حالا که خونریزی ندارم شاید بهتر باشه بازم صبر کنم. دکتر گفت میتونی صبر کنی ولی اصلا امیدوار نباش. جایی خونده بودم که اگه هنوز ساک حاملگی به 20 میلیمتر نرسیده احتمال دیده نشدن جنین هست ضمن اینکه اگر حاملگی پوچ باشه اکتراً در هفته های 7 و 8 خودشون سقط میشن. با امید کم و با نذر و نیاز فراوان تا چهارشنبه 26 آذر صبر کردم و در حالی که دیگه باید جنین دیده میشد یک ساک حاملگی نامنظم خالی با سن 5 هفته دیده شد. قبل از رفتن به اتاق سونو انقدر ضربان قلبم بالا رفته بود که احساس میکردم الان از توی سینه ام میپره بیرون. وقتی نتیجه رو برام میگفت نمیدونم چرا فقط یه حس بی تفاوتی پیدا کردم. انگار که تا حالا یه هدفی داشتی و دیگه هدفی نداری. دیگه چیزی نیست که براش نگران باشی یا شاد بشی. بدترین کابوسم خبر دادن به مامانها بود. کاری که اصلا دوست نداشتم ولی موقع خبر دادن سعی کردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم و گفتم طوری نیست که خداروشکر که اصلا جنین تشکیل نشده بود و حالا این یه ساک حاملگی خالیه که سقط شدنش هم کاری نداره هرچند خودم به گفته های خودم ایمان نداشتم و ته دلم قیامتی به پا بود. تنها چیزی که من رو سرپا نگه داشت وجود نازنین پسرم و دلگرمیهای همیشگی همسرم بوده وهست.

برای سقط دکتر 4 تا قرص میزوپروستول، 10 تا مسکن و ضد التهاب مفنامیک اسید هر 8 ساعت و شیاف دیکلوفناک که گفت هر وقت درد داشتی استفاده کن و آنتی بیوتیک سفیکسیم 7 تا هر 24 ساعت تجویز کرد. گفت 6 صبح یکی از میزوپروستولها رو به صورت واژینال استفاده کن و 12 ساعت بعد یکی دیگه رو به صورت زیرزبونی. تو این فاصله هر اتفاقی افتاد به من خبر بده که بگم با بقیه قرصها چیکار کنی. روز جمعه 28 آذر بعد از یک صبحانه مفصل در کنار خانواده ساعت ده صبح اولین قرص رو استفاده کردم. از هرکی میپرسیدم یا خونده بودم دردی کمی بیشتر از پریود معمولی داره. تا ساعت دوازده انقباضات خیلی خفیف بود. همون موقع یه مفنامیک اسید خوردم به امید اینکه از این بیشتر نشه. اما ساعت یک درد به حد نهایت رسید. آنقدر بود که نه میتونستی بشینی نه راه بری نه بخوابی هیچ وضعیتی برای خلاصی از درد فایده نداشت. یکبار حالم بهم خورد و شاید به اندازه یکربع حرارت بدنم بشدت بالا رفت اما خونریزی به مقدار کم بود. وسطهای درد یاد شیاف دیکلوفناک افتادم فک کنم حدود 4 بود که دردم کم شد و من یکساعتی تونستم دراز بکشم. ساعت 5 که رفتم دستشویی دو تا لخته بزرگ دفع شد و دردم کاملاً از بین رفت. با دکترم که تماس گرفتم گفت دیگه نمیخواد قرص دوم رو مصرف کنی (در حالیکه شنیده بودم بعضیها دو سه تا قرص هر 6 ساعت مصرف میکنن و گاهی باز هم جواب نمیده) و فردا بیا سونو. شنبه بعدازظهر گفت که قسمت اعظمش دفع شده و فقط لخته هاش مونده که 8 تا قرص متیل ارگونوین (جهت شبیه سازی انقاباضات زایمان) بهم داد که هر 8 ساعت مصرف کنم برای دفع لخته ها. از دکتر پرسیدم آیا همینقدر درد داره گفت که بار اول چون باید از دیواره رحم کنده بشه دردش بیشتره و حالا فقط انقباضات معمول رو تجربه میکنی. من یک قرص رو ساعت ده شب و یکی دیگه رو ساعت 6 صبح مصرف کردم. تا ظهر هیچ اتفاق خاصی نیفتاد که جایی مهمان بود وسط مهمانی یکدفعه درد و خونریزی شروع شد و مجبور شدیم با یه عالمه عذرخواهی برگردیم خونه. لخته های بزرگ خون و پشت هم با دردی مشابه قبل. باز هم دیر استفاده کردن شیاف باعث شد درد زیادی بکشم و الیته خونریزی در حدی که از توی دستشویی نمیتونستم بیام بیرون. بنظر خودم چهار پنج تا بطری 5/1 لیتری خون از دست دادم. جوری بود که مامانم از پشت در دستشویی برام آبمیوه و مسکن میاورد. اینبار هم شیاف ساعت 5 عصر اثر کرد و من تونستم کمی دراز بکشم. فرداش دکترم گفت دیگه قرص رو نخور و بزار رو روند خودش دفع بشه. الان بعد از دو هفته هنوز لکه بینی ادامه داره و میگن که شاید تا 40 روز هم ادامه داشته باشه. قراره فردا برم آزمایش بتا تیتر بدم که اگر خدایی نکرده هنوز پایین نیومده اقدامات لازم رو انجام بدم. ولی خداروشکر هرچه بود داره تموم میشه و من باورم نمیشه چه دورانی رو گذروندم. و سخته باور کنم بعضیها چندباره این تجربه سقط جنین رو از سر گذروندن.

چندتا نکته مهم هست که یادآوری میکنم و امیدوارم بدردتون بخوره:

– اگر مثل من سن بارداریتون با آخرین تاریخ قاعدگیتون متفاوته امیدتون رو از دست ندین شاید لقاح دیرتر صورت گرفته. تو نوشته های دیگران میخوندم که گاهی تا هفته 12 هم جنین دیده نشده. اگر مشکل خاصی ندارید قبل از هفته 7 و 8 سونو نرید که بیخود نگران شین. ولی در عین حال جایی هم برای احتمال حاملگی پوچ بگذارید و عالم و آدم رو قبل از مطمئن شدن و شنیدن صدای قلب دلبندتون خبر نکنید که یکوقت خدایی نکرده ناامیدی و سرخوردگی داغونتون نکنه.

این اتفاق برای هرکسی حتی اگر خودتون و همسرتون سالم سالم باشین ممکنه پیش بیاد پس فکر نکنید حتما عیب و ایرادی دارید.

اگر براتون مفنامیک اسید تجویز شده هر 8 ساعت کمی قبل از مصرف قرص میزوپروستول بخورید. ضمنا بهیچ وجه بیش از ده تا قرص مفنامیک استفاده نکنید که دیگه اثر نداره.

حتما حتما نیمساعت قبل از شروع درمان شیاف دیکلوفناک استفاده کنید که بعد از شروع درد دیگه فایده نداره.

قبل از شروع یه صبحانه مقوی مثل عدسی و آبمیوه بخورید.

اگر خونریزی شدید شد در حدی که مثل من نمیشد از دستشویی در بیاید رودرواسی نکنید و سریعا به بیمارستان مراجعه کنید.

دائم مایعات مصرف کنید. بشدت از خودتون مراقبت کنید حتی اگر یه نوپای شیطون تو خونه دارین که نمیزاره حتی برای چند لحظه چشماتونو ببندین. دکتر من روزی دوتا قرص آهن برام نوشته بود که اگه خونریزیتون زیاده حتما استفاده کنید.

در صورت خونریزی شدید مطمئنا پدهای موجود جوابگو نیستند. خجالت نکشید از پوشکهای بچه استفاده کنید کاملا احساس خوبی بهتون میده مطمئن باشید.

تهوع و تب از عوارض قرصهای میزوپروستوله پس نگران نشید درصورتیکه بیش از حد و ادامه دار نباشه.

بنظر من به هیچ عنوان تنها نمونید و اجازه بدید بقیه بهتون کمک کنن. این حجم خونریزی و درد شوخی بردار نیست.

من تجربه زایمان طبیعی نداشتم ولی فک میکنم دردش کم از زایمان طبیعی نباشه. البته بیشتر به خاطر اشتباه من در زمان استفاده از مسکن پس خودتون رو آماده کنید.

نمیخوام بترسونمتون یا زیادی غلو کنم ولی بنظرم هرچی آمادگی داشته باشین راحتتر با شرایط کنار میاید.

جایی خوندم اگر یکبار خانمی بارداری پوچ رو تجربه کنه دیگه دچارش نمیشه و البته از تجربیات بعضی هم خوندم که حتی سه بار هم این اتفاق براشون افتاده. طبق دانسته های ناقص خودم این اتفاق اغلب برای کسانی میافته که از ابتدا مشکلات رحمی داشتن پس من برای خودم حداقل امیدوارم که این اولین و آخرین بار باشه.

قطعا شرایط من ممکنه با هیچکس دیگه مشابه نباشه و برای بعضی طبق شنیده هام خیلی خیلی راحتتر از شرایط منه پس فقط امیدوارم که تجربه سقط جنین من بخشی از شرایط شما رو پوشش بده و کمک کننده باشه.

حتی اگر در اولین بارداری خودتون دچار این مشکل شدید روحیه خودتون رو از دست ندین. حتما حتما یه برنامه دوم در کنار بچه دار شدن داشته باشین. مثلا اگه بچه دار نشدم میرم مسافرت، خونه مو عوض میکنم، یه مهمونی حسابی میگیرم، فلان خرج رو که مدتها تو فکرش بودم برا خودم میکنم حالا هر چیزی که بتون انگیزه بده. فقط چیزی باشه که برای شما ته ذهنتون سقط جنین آخر دنیا نباشه و بتونید خیلی زود باز سرپا بشید.

یه نکته مهم اینه که بعد از هربار فعالیت یا پیاده روی احتمالا خونریزیتون بیشتر میشه. نترسید هرچه زودتر این لخته ها خارج بشن براتون بهتره پس بعد از یه بهبودی نسبی فعالیتهای روزانه رو در کنار تقویت خودتون از سر بگیرید.

 

تجربه های سقط جنین

حال به برسی تجربه سقط با قرص سایتوتک می پردازیم:

تجربه اول : خونریزی از نشانه های سقط شدن جنین

خونریزی ناشی از سقط جنین در هفته پنجم بارداری احتمالا سنگین تر از یک دوره طبیعی است. چرا که بافت ایجاد شده در بارداری همراه با تخلیه طبیعی رحم خارج می شود. البته در پنج هفتگی هیچ جنینی قابل تشخیص نیست

 

تجربه دوم : وقف علائم بارداری از نشانه های سقط شدن جنین

در طی سقط جنین، ممکن است متوجه از بین رفتن علائم حاملگی مانند درد خفیف سینه ها، خستگی یا ادرار مکرر شوید. سطح هورمون های مسئول این عوارض جانبی، مانند استروژن و پروژسترون، به طور ناگهانی در طول یک سقط جنین کاهش می یابد. و در نهایت در سونوگرافی، هیچ علامتی مبنی بر بارداری نخواهید یافت.

 

تجربه سوم :تغییرات هورمون از نشانه های سقط شدن جنین

در طول بارداری، سطح گونادوپتروپین کوریونی انسانی (hCG) افزایش می یابد. در حاملگی طبیعی، سطح hCG هر دو تا سه روز دو برابر می شود. انحراف از هنجار معمولا حاملگی غیرطبیعی را نشان می دهد.

 

4 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *